على محمدى خراسانى

311

شرح منطق مظفر (فارسى)

خارج موجود نمىشد و فرض اين است كه موجود است ، پس حتما علّت فاعلى هم هست و الّا بوجودآورنده نداشت ، علّت مادّى هم هست چون صورت بر روى اين مادّه مىآيد ( نظير موم كه قبلا مثال زديم ) علّت غائى هم هست . زيرا تا فاعل فعل ، غايت و هدف را تصوّر نكند آن را ايجاد نمىكند و حيث اين‌كه موجود شده پس غايت هم دارد . پس در ظاهر و در منطق برهان ، تنها علّت صورى اوسط است ولى در باطن و در حقيقت ، همه علل هستند به همين دليل از علم به علّت تامّه علم به معلول ، ضرورى و حتمى است . علّت غايى : در مواردى كه غايت اوسط واقع مىشود باز بقيهء علل تماما مفروض الحصول هستند ، زيرا كه وجود غايت و هدف در خارج ، بعد از وجود ذى الغاية يعنى معلول و متأخر از وجود آن است . مثلا تخت كه ساخته شد جلوس حاصل مىشود ، خانه كه ساخته شد سكونت حاصل مىشود و . . . واضح است كه وقتى غايت موجود شد پس ذى الغايه موجود شده و وقتى ذى الغاية موجود بود پس حتما علّت فاعلى و صورى و مادى هم موجودند و الّا ذى الغاية موجود نمىشد پس باز هم باطنا همهء علل مجتمع‌اند و از علم به علّت تامه علم به معلول حتمى است . سوءال : به چه دليل وجود غايت پس از وجود ذى الغاية فرض مىشود ؟ جواب : به اين دليل كه غايت به دو نحو وجود دارد : 1 . به وجود ذهنى علمى و تصورى كه به اين لحاظ غايت ، بر همهء امور ديگر - حتّى بر علّت صورى و مادى و فاعلى - مقدم است چون فاعل ، اوّل غايت و هدف را تصوّر مىكند سپس شروع به ساختمان مىكند و اراده انجام كار مىكند و ساير علل متحقّق مىشوند و لذا گفته‌اند علّت غائى از حيث مقام تصوّر ، بر جميع علل مقدم و از حيث مقام تحقّق خارجى ، از همهء علل متأخر است . 2 . به وجود خارجى عينى كه به اين لحاظ از وجود معلول متأخر است و حتّى معلول وجود معلول و از آثار وجود معلول است ، يعنى از آثار و منافع تخت ، نشستن و از آثار منزل ، سكونت و . . . مىباشد و پيداست وقتى مىپرسيم : لم انشأت الدار ؟ يا لم ارتاض فلان ؟ و . . . يعنى اصل ساختن خانه و رياضت فلان در خارج مسلّم است . و دنبال غايت آن هستيم . وقتى اصل وجود معلول مسلّم شد قطعا علل فاعلى ، مادى ،